تبلیغات
فتنه گر
چهارشنبه 5 خرداد 1389

New Address

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،عکس ،اموزشی ،کامپیوتر ،

www.6262.mihanblog.com


سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

واکنش شدید رژیم صهیونیستی به اقدام توبه‌گونه"جرس"

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

قدام سایت متعلق به جنبش سبز در انتشار خبر شکنجه زندانیان فلسطینی در اسراییل که در تعارض با شعار "نه غزه، نه لبنان" این جنبش صورت گرفته، به شدت از سوی سایت وزارت خارجه اسراییل مورد اعتراض قرار گرفته است





 سایت وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی موسوم به "همدمی"، با ابراز ناخشنودی از انتشار مقاله‌ای در وب‌سایت اپوزیسیون "جرس" در خصوص شکنجه زندانیان فلسطینی، تصریح کرد: "مگر خود شما نبودید که شعار «نه غزه، نه لبنان» را در تظاهرات خود سر می‌دادید؟"

بنابر این گزارش، ماجرا از آنجا آغاز شده است که این سایت اپوزیسیون با انتشار گزارشی در خصوص شکنجه زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسراییل، سعی داشت به تلطیف وجهه خود و فاصله گرفتن از شائبه‌های حمایت اسراییل از جنبش سبز مبادرت کند.

این شائبه‌ها از آنجا آغاز شد که شعار پیشنهادی رژیم صهیونیستی موسوم به "نه غزه نه لبنان"، در روز قدس سال گذشته از سوی طرفداران جنبش سبز سر داده شد و شائبه‌ها وقتی قوت گرفت که طیف خارج‌نشین این جنبش رنگی، با شرکت در نشست‌های لابی صهیونیستی در آمریکا و دیگر کشورهای غربی، خواستار ارائه راهکارهای موثر برای مقابله با جمهوری اسلامی شدند.


این گزارش حاکی از این است که در پی اعتراضات مردمی در ایران به جنبش سبز برای سردادن شعارهایی مغایر با اعتقادات دینی و ملی در این کشور، وب‌سایت جرس با هدف پاکسازی این ننگ از وجهه خود، تلاش کرده جنبش را نسبت به شکنجه زندانیان فلسطینی دغدغه‌مند نشان دهد که این مسئله چندان به مذاق طرفداران صهیونیست این جنبش اعتراضی خوش نیامده است.

وب‌سایت فارسی‌زبان وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در واکنش به این اقدام سایت اپوزیسیون، اظهار داشت: تصور می‌رود که در "جنبش سبز" و یا دست کم در تارنمای اینترنتی جرس افرادی وجود دارند که تصور می‌کنند "راه رسیدن به قدرت از قدس می‌گذرد".

این وب‌سایت در ادامه، انتشار این مطلب را به عنوان تلاش جنبش سبز برای بازگشت به دامان جمهوری اسلامی توصیف و اعلام کرده است: جنبش سبز با انتشار این گونه مطالب سعی دارد تا از فشار رژیم بر خود کاسته و یا شاید حتی آنها را واجد شرایط بازگشت به آغوش حکومت کند تا در نظر احمدی‌نژاد و دیگران از مشروعیت برخوردار شوند.


وب‌سایت همدمی در ادامه، ضمن ابراز نگرانی نسبت به عدم ادامه شعارهایی همچون "نه غزه، نه لبنان" که برای اولین بار از سوی این وب‌سایت پیشنهاد و در راهپیمایی روز قدس توسط برخی اغتشاشگران سر داده شد، اعلام کرده است: اکنون چندی است که در تارنمای جرس و برخی دیگر از وبسایت‌های مربوط به "جنبش سبز" حملات تبلیغاتی و افتراآمیزی علیه اسراییل آغاز شده، که افتراهای زهرآگین و صلح‌ستیزانه حماس و جمهوری اسلامی ایران را تداعی می‌کند.

این واکنش شدید از سوی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، نشان می‌دهد که تلاش سبزها برای فاصله گرفتن از برچسب‌ "اسراییلی"، چندان برای جنبش کم‌هزینه نخواهد بود و این جریان که تاکنون سرسپردگی خود را با تکرار شعارهای دلخواه رژیم صهیونیستی نشان داده، به راحتی نخواهد توانست لکه ننگ حمایت این رژیم را از پیشانی خود پاک کند.



سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

پاسخ شاعر ایرانی به تهدید هسته‌ای اوباما

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،




 علیرضا قزوه، شاعر معاصر کشورمان در پاسخ به تهدیدات هسته‌ای اخیر رییس‌جمهور آمریکا علیه ملت ایران، شعری نو را با عنوان "اینقدر پارس نکن آقای کراک اوباما!" در وبلاگ شخصی خود منتشر کرد:


تو هنوز در چشم آنها یک کاکاسیاهی

هنوز هم نئونازی‌ها

وسترن‌ها

و شکم‌گنده‌های بور

دنبال قتل تو اند


با وجود آن که در تایمز اول شدی

و در ای‌بی‌سی دوم

در سی‌سی‌یو به انتظارت می‌نشینم تا سوم شوی،

تو هر شب به عقل‌های ما حمله می‌کنی

به تأسیسات هسته‌ای احساس ما


مثل بچه‌های تخس که با تفنگ بادی‌شان هی شلیک می‌کنند

بچه‌های آتاری و لاتاری،

تو هم درست برنده شدی در یک قرعه‌کشی

با شرط این که

حمله کنی

به اورانیوم غنی شدۀ اشعار ما

تو هر روز عکس می‌گیری با مشاورانت

دوش ادوکلن می‌گیری با سگت

و فکر می‌کنی که دنیا

چقدر منتظر است که تو زر بزنی

و حق توست

که یک جایزه نوبل هم بگیری برای سگت


تو فکر می‌کنی

ایران نشسته است منتظر نوروز

و چشمش مانده به سفرۀ هفت سین

نه آقای پلیسی دنت!

 اگر پیام نوروزی‌ات نیاید

 کسی تلف نمی‌شود از نبود دمکراسی


تو در نظر من

چیزی هستی در حد یک قوطی کنسرو خالی

که دوست دارم شوتت کنم

و بگویم هی یارو!

تو چقدر به درد شوت کردن می‌خوری


تو چقدر شوتی!

و من چقدر خوش‌خیال بودم

که فکر می‌کردم تو یک غلطی خواهی کرد

تو تنها می توانی به  سگت شب بخیر بگویی

و به زنت بگویی:

آه عزیزم با برلوسکنی دست نده

او یک عیاش است

 

حتی کسی نیست که به تو بگوید

کم‌کم گوشهایت رادار شدند

دماغت مثل پینیکیو دراز شد

وقتی رفته بودی به پایگاهی در بغداد

چشمت تلفیقی از اورانیوم بیست درصد شد و کمی زرشک

وقتی نطق می‌کردی در برابر حق مردم ایران

حالا دندانهایت شبیه اف بیست و هشت شده است


تو داری روز به روز پیشرفت می‌کنی

آنقدر پیشرفت که دیگر

مردم کنیا

و مردم جزیره اوباما

از پیروزی‌ات به خیابان نمی‌ریزند


تو مثل یک آدامس قلقلی شده‌ای

در دهان بچه‌های اورشلیم

شاید حق با "جرمایا رایت" بود

تو ایدز سیاسی مخفی داری!


حتی مردمی که عصرها در گراند پارک شیکاگو جمع می‌شوند

می‌گویند:

او یک هویج بود که رشد معکوس کرد

یک کشتی‌گیر کچ و چپ دست

که رقیبش یک زن بود

با صندلی کوبید بر سر آن زن

 و بعد صندلی را گذاشت زیر جنازه‌اش

و کمربند را قاپید و رفت

تا نطق کند به نفع یونایتد استیت


تو هر روز نمایش داری

با اپرا وینفری و گروه راک طرفدارانت

اورشلیم را دادی به فاحشه‌های پشت کاخ سفید

ایران ولی فروشی نیست


هی یارو!

راهت را بکش و گم شو

ای کاش

مادر مردم‌شناست گفته بود برایت

که ایرانیان با نی ساندیس

ممکن است تو را کور کنند

مادر بزرگت به تو گفته بود کاش

 که در برابر پارسایان

بی‌خود پارس نکنی

آقای باراک حسین اوباما

راستی تو از کدام خیمه

این نام را دزدیدی؟

این نام را

از ثبت احوال کدام ابن سعد گرفتی؟

اینجا انشای کودکان ایران این است:

او با ما نیست

او با شما نیست

او با هیچ کسی نیست

او اصلا کسی نیست

او آبروی رنگ سیاه را هم برد

او آبروی کاخ سفید را

و آبروی کلبۀ عموتم را برد

او به نلسون ماندلا هیچ شباهتی ندارد

او از دوپینگ کاکائین برگشته است و سرش باد دارد

از کمپ دیوید


برای همین من فکر می‌کنم که تو

شبیه یک کمپوت خالی قارچی

که پرتت کرده‌اند

آپاچی‌ها و چاپارلها

گاوبازان دهه پنجاه و شصت


تو از همانجایی

که شاعر ما می‌گوید:

" او می‌مکد طراوت گل‌ها و بوته‌های افریقا را
او می‌مکد تمام شهد گلهای آسیا را
شهری که مثل لانه‌ی زنبور انگبین
تا آسمان کشیده
و شهد آن دلار
یک روز
در هرم آفتاب کدامین تموز
موم تو آب خواهد گردید
ای روسپی عجوز؟"

هی با توام!

ای نوشیده از شیر کک و کراک غنی‌شده

با تو  چهل و چهارمین قصاب!

پنجمین چپ دست احمق کاخ سفید...

تو هم هیچ پخی نشدی

آقای کراک اوباما!


سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

سرهنگ بکویت با گریه‏گفت:آقای رئیس‏جمهور!متاسفم، شما را مایوس كردم

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،


حضور نظامی امریکا در اردیبهشت ماه 1359 در صحرای طبس که بدون اطلاع هیچ کشوری در جهان به غیر از انگلستان و با هدف رهایی گروگانهای امریکایی در سفارتخانه این کشور در تهران انجام شد پس از آنکه با طوفان شن مواجه شد و با تلفات 8 نفری نیروهای امریکایی به سرانجام نرسید، به یکی از رسوایی های بزرگ دولت جیمی کارتر مبدل شد. رسوایی بزرگی که شاید در کنار ناکامی دولت وی در پایان بخشیدن به 444 روز اسارت اعضای سفارتخانه این کشور در ایران، اصلی ترین علت شکست وی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری امریکا بود.

به گزارش رجانیوز، جیمی کارتر با انتشار خاطرات خود از آن برهه پر چالش به توصیف لحظات مختلف انجام عملیات دلتا پرداخته است که بازخوانی آن ابعاد جدیدی از این عملیات را واگو خواهد کرد.

حضور نظامی امریکا در اردیبهشت ماه 1359 در صحرای طبس که بدون اطلاع هیچ کشوری در جهان به غیر از انگلستان و با هدف رهایی گروگانهای امریکایی در سفارتخانه این کشور در تهران انجام شد پس از آنکه با طوفان شن مواجه شد و با تلفات 8 نفری نیروهای امریکایی به سرانجام نرسید، به یکی از رسوایی های بزرگ دولت جیمی کارتر مبدل شد. رسوایی بزرگی که شاید در کنار ناکامی دولت وی در پایان بخشیدن به 444 روز اسارت اعضای سفارتخانه این کشور در ایران، اصلی ترین علت شکست وی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری امریکا بود.

به گزارش رجانیوز، جیمی کارتر با انتشار خاطرات خود از آن برهه پر چالش به توصیف لحظات مختلف انجام عملیات دلتا پرداخته است که بازخوانی آن ابعاد جدیدی از این عملیات را واگو خواهد کرد.

نظر به فرارسیدن روز 5 اردیبهشت سالروز شکست این عملیات در صحرای طبس، رجانیوز متن خاطرات کارتر رئیس جمهور وقت امریکا از وقایع مرتبط با گروگانگیری را منتشر می کند:


روز یكشنبه چهارم نوامبر 1979 (13 ابان 1358) تاریخی است كه من هرگز آن را فراموش نخواهم كرد. اوایل صبح آن روز برژینسكی گزارش كرد كه سه هزار نفر از افراطیون، اعضای سفارت آمریكا را در تهران كه تعدادشان پنجاه یا شصت نفر است، دستگیر كرده‌اند. پس از آن ونس و من فورا اطمینان خاطر و ضمانت‌هایی كه قبلا از سوی مقامات ایرانی برای حفظ جان آمریكائیان به ما رسیده بود، مورد بررسی قرار دادیم. ما شدیدا نگران و ناراحت بودیم، ولی اطمینان داشتیم كه مقامات ایرانی، به زودی اشغال كنندگان سفارت را از محوطه سفارت بیرون می‌كنند و افراد ما را آزاد خواهند ساخت.

تا جایی كه ما می‌‌دانستیم هیچ گاه یك دولت میزبان از كوشش برای حفظ جان دیپلمات‌های خارجی كه مورد تهدید واقع شده بودند، كوتاهی نكرده است. نخست‌وزیر و وزیر خارجه ایران هر دو صراحتا تعهده كرده بودند كه از كادر و اموال ما محافظت كنند.

در یكی دو هفته گذشته حتی نیروهای آیت‌الله خمینی برای متفرق كردن تظاهركنندگان در اطراف سفارت آمریكا كمك و همكایر كرده بودند.
نخست‌وزیر بازرگان حداكثر تلاش خود را برای اجرای تعهدات خود به عمل آورد ولی كاری از پیش نبرد و اقدامات او بی نتیجه ماند.

به این ترتیب نگرانی ما رو به فزونی گذاشت. ما با مقامات دولت بازرگان و مقاماتی كه عضو شورای انقلاب بودند و در آنجا بود كه سیاست‌های ملی از سوی رهبران سیاسی و مذهبی تعیین می‌شد، تماس حاصل كردیم، ولی تمام كوشش‌های ما بی‌ثمر بود. اشغال كنندگان سفارت یك شبه بدل به قهرمانانی شده بودند. ایت‌الله خمینی از عمل آنها ستایش كرد و هیچ مقام دولتی حاضر نبود كه با آنها مواجه شود. بازرگان و یزدی با حالتی توام با یاس و انضجار استعفائ كردند.

هیچ روشن نبود كه این مهاجمین چه می‌خواستند. برداشت من این بود كه آنها ابتدا نمی‌خواستند بیش از چند ساعت در محوطه اشغال شده سفارت باقی بمانند و یا آمریكائیان دستگیر شده را در اسارت طولانی نگه دارند.
معهذا، هنگامی كه انقلابیون هم رزم، آنها را مورد ستایش قرار داند و آیت‌الله خمینی از آنها حمایت كرد، آنها عمل غیرقانونی خود را ادامه دادند. گروگان‌گیران، هیچگونه فكر مشخصی درباره اینكه در ازاء آزادی گروگان‌ها چه می‌خواهند، نداشتند، به جز اینكه بازگشت شاه و استرداد اموال وی را مطالبه كنند.

من روز ششم نوامبر 1979 در دفتر خاطرات خود نوشتم: «ما اقدامات تلافی‌جویانه‌ای را مورد بررسی قرار داده‌ایم، هنوز 570 آمریكایی در ایران داریم. من به شركتهایی كه این افراد را در استخدام داشتند دستور دادم آنها را از ایران خارج كنند.

ما همچنین از الجزایری‌ها، سوریه‌ای‌ها، تركها، پاكستانی‌ها، لیبیائی‌ها و سازمان رهایی‌بخش فلسطین درخواست كردیم در این امر مداخله كنند.» البته ما شاه را طبق درخواست آنان به ایران باز نمی‌گرداندیم.

اولین هفته ماه نوامبر 1979 من دشوارترین ساعات زندگی خود را می‌گذراندم. سلامت گروگانهای آمریكایی در ایران به صورت یك نگرانی دائمی در آمده بود. صبح زود در باغچه‌های كاخ سفید مشغول قدم زدن می‌شدم و شب‌ها خواب به چشمم راه نمی‌یافت.

من همواره در این اندیشه بودم كه برای آزادی گروگانها چه می‌شود كرد: بدون اینكه احساسات و شرافت ملی خود را لكه‌دار سازیم. من به هر پیشنهادی هرچند كه غیرعقلائی و مسخره به نظر می‌رسید گوش می‌دادم. از جمله پیشنهادهای مذكور، تحویل دادن شاه به ایران برای محاكمه و نیز بمباران اتمی شهر تهران بود.

گرچه نمی‌توانستیم روش آیت‌الله خمینی را حدس بزنیم، ولی ما سعی می كردیم منطقی رفتار كنیم. پاپ جان پل دوم، با درخواست من مبنی بر تماس مستقیم با ایت‌الله خمینی موافقت كرد. (گرچه آیت‌الله بعدها در سخنرانی خود پاپ را مورد نكوهش قرار داد.) همزمان با این كوشش‌ها، ما خود را برای هر نوع اقدامی نظامی لازم آماده می‌كردیم. عكس‌های ماهواره‌ای گرفته شد تا موقعیت هواپیماهای نظامی و مناطق استراتژیك ایران دقیقا مورد بررسی قرار گیرد. من تمایلی به خون‌ریزی نداشتم، اما اگر كوچكترین آسیبی به گروگانها می‌رسید، این عمل اجتناب‌ناپذیر بود. ایرانیان به من اطلاع داده بودند در صورت هرگونه اقدام نظامی، افراطیون، گروگان‌ها را خواهند كشت. لذا تفكر درباره هرگونه عمل نظامی نیز بی‌حاصل بود.

روز هشتم نوامبر یعنی دو روز پس از اشغال سفارت، كوشش‌های ما برای نجات ان گروگان‌ها آغاز شد. اغلب پیشنهاد‌های رسیده غیرعملی بود و یا باعث كشته‌ شدن تعداد زیادی از طرفین می‌گشت.

اینكه سفارت در منطقه مسكونی پرجمعیتی واقع شده ود و غیرقابل دسترسی بودن محوطه سفارت كه در مسافتی بیش از 600 میل از نزدیك‌ترین محل مناسب برای فرود هواپیما بود، از مشكلات اساسی به شمار می‌رفت. ضمن اینكه با وجود نظارت دائمی ما به محوطه سفارت، اطلاع دقیقی از محل نگهداری گروگان‌ها نداشتیم. افرادی كه از گروگان‌ها محافظت می‌كردند، در انجام وظیفه خود مصمم و پیوسته در حال آماده‌باش بودند.

ا تصمیم گرفتیم كه در صورت محاكمه علنی گروگان‌ها كه بارها توسط افراطیون عنوان شده بود، كلیه راههای داد و ستد و تجاری با ایران را از بین ببریم. بدین منظور نقشه‌های تفصیلی و وضع ساحلی ایران را مورد بررسی قرار دادیم. مین‌گذاری كلیه بنادر ایران از نظر من بهترین و مطمئن‌ترین راه مختل‌ كردن هر نوع رفت آ‌مد كشتی‌ها به بنادر ایران بود. چه، خنثی‌ كردن مین‌ها به وسیله ایران و یا حتی كمك گرفتن از حامیان بالقوه ایران تقریبا غیرممكن بود.

محاصره دریایی همانند مین‌گذاری می‌توانست موثر باشد، لی این امر موجب درگیری با كشتی های متعلق به كشورهای مختلف می‌شد. بی‌تردید برخی از كشتی‌ها آسیب می‌دیدند و در صورت مقاومت در راه شكستن خط محاصره غرق می‌شدند.

احتمال دیگری كه وجود داشت این بود كه ایران گروگان‌ها را مجازات و یا اعدام كند. برای مقابله با این امر من آماده حمله مستقیم نظامی به ایران بودم. در نتیجه عكس‌های هوایی از پالایشگاه‌های نفت و دیگر هدفهای استراتژیكی دقیقا مورد بررسی و مداقه قرار گرفته بود.

شرایط ایران برای رهایی گروگان‌ها عبارت بود از:
_ استرداد شاه به ایران به منظور محاكمه و مجازات كه حتما منجر به اعدام وی می‌شد.
_ بازگرداندن اموال شاه به ایران.
_ عذرخواهی آمریكا برای جنایاتش علیه مردم ایران و پرداخت خسارات ناشی از آن.

من هیچ گاه این خواست‌ها را جدی تلقی نكردم، زیرا حیثیت و شرافت ملی ما را لكه‌دار می‌ساخت. در چنین شرایط دشواری وحدت و یكپارچگی ملی ضرور بود و من كوشش داشتم حمایت همگان را به نفع دولت خود بسیج كنم. انتقادات «كیسینجر» در حضور دیپلمات‌های خارجی و مطبوعات، نگرانی‌هایی را به وجود آورده بود. اظهارات وی به ویژه «ونس» را عصبانی می‌كرد.

من با كیسینجر ملاقاتی كردم و نیاز به حمایت و وحدت همگانی را به او متذكر شدم، و این ملاقات به درخواست من صورت گرفت. او گفت كه پاره‌ای از انتقادات منتشره از مصاحبه‌هایی استخراج شده است كه قبل از مسئله بحران گروگان‌ها انجام شده بود. علیهذا وی به من اطمینان داد كه طی دوره بحران از ابراز چنین عقایدی خودداری خواهد كرد، گرچه پس از گذشت مدتی كوتاه، اوضاع به گونه سابق برگشت.

ما موفق شده بودیم كه حضور 6 دیپلمات آمریكایی را كه در آن وقت در سفارت كانادا پناهنده شده بودند، مخفی نگه داریم (برخی از سازمان‌های خبرگزاری از وضع این دیپلمات‌ها آگاهی داشتند ولی بر اساس تقاضای من از افشای این اطلاعات خودداری ورزیدند.) در ماه ژانویه (دی و بهمن) كه خیابان‌های تهران آرام شده بود، زمان آن نیز رسیده بود كه گروگان‌ها را از آنجا نجات دهیم. این یك داستان واقعی از عملیات سری بود و عوامل مخفی امریكا برای تمرین و پیاده كردن برنامه خروج كانادایی‌ها و آمریكائیان به ایران اعزام شدند. این عوامل و آنهایی كه باید آزاد می‌شدند، بایستی با تغییر قیافه و اسناد جعلی مجهز می‌شدند و همچنین آنها باید آموزش لازم را می‌دیدند تا بتوانند مقامات ایرانی را متقاعد كنند كه آنان مسافرین عادی از كشورهای مختلف هستند.

یكی از عوامل به عنوان تبعه آلمان البته با پاسپورت جعلی اعزام شد. وی یك نام ساختگی كه اسم دوم آن با حرف H شروع می‌شد، برگزید. در گمرك، یكی از مامورین جلوی وی را گرفت و گفت كه عجیب است كه در یك پاسپورت آلمانی حرف اول به جای نام كامل به كار برده شود. وی هرگز به موردی مانند آن بر نخورده است. به دلیل سوءظن این مامور، از عامل ما بازجویی بیشتری به عمل آمد. ولی عامل ما كه حضور ذهن خوبی داشت، به وی گفت: «خوب، والدین من وقتی كه من بچه بودم، نام مرا هیتلر گذاشتند و از زمان جنگ تا به امروز به من اجازه داده شده كه نام كامل خود را پنهان كنم.» مامور گمرك به او چشمك زد و با دست به وی اجازه ورود به ایران را داد.

روز 28 ژانویه به من گزارش رسید كه 6 آمریكایی (پناهندگان سفارت كانادا) از ایران خارج شدند. (در همان روز ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری انتخاب شد.) تا هنگامی كه كانادائی‌ها و عوامل اطلاعاتی ما نیز از ایران خارج نشده بودند، ما نمی‌توانستیم این خبر را منتشر كنیم كه ماموریت نجات اولیه ما موفقیت‌آمیز بود. ولی وقتی كه بالاخره این خبر در روز 31 ژانویه منتشر شد، «كنت تیلور» سفیر كانادا در ایران و دیگر كانادایی‌های با شهامت، فورا وجهه‌ای قهرمانانه یافتند.

روز 22 مارس، پس از اینكه تمام تلاش های ما برای مذاكره با مقامات ایرانی بی‌ثمر مانده بود «ماندل»، «ونسن و من گزارشی از فرماندهان نظامی در مورد آخرین برنامه‌های نجات گروگان‌ها دریافت داشتیم كه خیلی موجه‌تر از برنامه‌هایی بود كه در اوایل بحران به ما ارایه شده بود. ولی كار بیشتری لازم بود كه این برنامه‌ها تكمیل شود و من هنوز متقاعد نشده بودم كه بایستی وارد عمل شویم.

یكی از مكان‌های احتمالی برای فرود آمدن گروه نجات ما، كویر دور افتاده‌ای بود كه در حدود 200 میلی جنوب تهران واقع شده است. طبق عكس‌های هوایی، این مكان برای فرود آمدن هواپیماهای حمل و نقل در شب به حد كافی صاف و مسطح بود، لذا مورد توجه قرار گرفت. من اجازه دادم كه یك هواپیمای كوچك برای بررسی مقدماتی این منطقه كویری از نزدیك، به آنجا پرواز كند و مستقیما استقامت و مسطح بودن آنجا را آزمایش كند. من هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته بودم و علاقه داشتم كه عملیات تمرینی و برنامه‌ریزی ادامه یابد.

روز دوم آوریل گزارشی به من رسید مبنی بر اینكه هواپیمای كوچك ما در ارتفاعی كوتاه پرواز كرده و در كویر به زمین نشسته است و محوطه‌ای را كه قرار بود عملیات احتمالی نجات گروگان‌ها انجام گیرد، مورد بررسی قرار داده است و جالب اینكه درین عملیات، احدی آنهاد را ندیده و شناسایی نشده‌اند. این هواپیما پس از انجام موریت به سلامت بازگشت. خلبان هواپیما گزارش كرد كه محل مورد نظر جایی است مطلوب، سطح آن مستحكم و صاف و به حد كافی دور افتاده و از جاده‌ای كه در نزدیكی آن واقع شده به ندرت استفاده می‌شود. ما تصمیم گرفتیم برنامه ماموریت نجات گروگان‌ها را تكمیل كنیم و پس از جمع‌آوری تجهیزات مورد نیاز خود، گروه اعزامی را آماده سازیم.

برای من روشن بود كه شورای انقلاب هیچ كاری در زمینه آزادی گروگان‌ها انجام نخواهد داد. از این رو تصمیم گرفتم وارد عمل شوم. روز 11 آوریل من و مشاورین طراز اولم برنامه نجات گروگان ها را مجدا مرور كردیم. در اتاق كابینه، ماندل، براون، برژینسكی_ كریستوفر و رئیس سازمان اطلاعاتی سیا _ استارفیلد ترنر _ ژنرال دیوید جونز، هامیلتون جوردن و جودی پاول در كنار من نشسته بودند. (ونس به یك مرخصی كه شدیدا نیاز داشت، رفته بود.)

گروگان‌گیران افراطی تهدید كردند در صورتی كه هرگونه اقدامی برای رهایی گروگان‌ها صورت گیرد، «فورا همه گروگان‌ها را از بین خواهند برد و همین تهدید، ما را مجبور كرد هرگونه عملیات را با حداكثر احتیاط طراحی و برنامه‌ریزی كنیم.

ژنرال جونز گفته بود كه كوتاه‌ترین تاریخ برای آماده كردن همه كارها 24 آوریل است. من به همه گفتم زمان آن فرا رسیده است كه گروگان‌هایمان را به خانه برگردانیم، زیرا سلامت و حفظ جان آنها و هم چنین شرافت ملی ما مطرح است.

هنگامی كه ونس از مرخصی بازگشت، نسبت به تصمیم من در زمینه نجات گروگان ها اعتراض كرد و تقاضا نمود نظریات خود را در شورای امنیت ملی مطرح سازد. در جلسه‌ای كه پانزدهم آوریل تشكیل شد، وی استدلال كرد كه ما بایستی صبور باشیم و دست به كاری نزنیم كه زندگی و جان گروگان‌ها را به مخاطره بیندازد ولی افراد دیگر روی نظر پیشین خود ایستادگی كردند.

تما تلاش‌ ما این بود كه اقدامات مربوط به آزادی گروگان ها مخفی بماند و به افاردی كه اجبارا از رفت و آمد هواپیماها و هلی كوپترها مطلع می‌شدند، گفته بودیم كه این حركات مربوط به عملیات مین گذاری است. عصر شانزدهم آوریل برای بررسی كامل عملیات در اتاق بررسی موقعیت (اتاق وضعیت) تشكیل جلسه دادیم كه لیه دو ساعت و نیم به طول انجامید، من مخصوصا تحت تاثیر ژنرال جیمزوات، ژنرال فیلیپ گاست و سرهنگ چارلز به كویت كه رهبری عملیات را داشتند قرار گرفتم.

در توضیحات دقیقی كه از عملیات دادند، ابهام‌هایی كه در نحوه اجرای طرح وجود داشت، مرتفع شد. از این رو ضمن قبول و تائید كامل طرح به آنها دستور دادم كه آن را به مرحله اجراء در آورند و آنها را مطمئن ساختم كه هنگام اجرای طرح هیچگونه دخالتی از جانب كاخ سفید نخواهد شد.

تنها درخواست من این بود كه مرا لحظه به لحظه در جریان امر قرار بدهند. كلیه برنامه‌ها و تمرین‌های مقدماتی این طرح تكمیل شده بود و زمان برای اجرا نیز مناسب بود و من به موفقیت این طرح كاملا امیدوار بودم.
هواپیماها در مصر و عمان كه دوست ما و همجوار ایران بودند مستقر شده بودند، بدون آنكه رهبران مصر و عمان از نیت اصلی ما اطلاع داشته باشند، طبق گفته ما آنها چنین می‌پنداشتند كه این برنامه به منظور كمك‌رسانی به مجاهدان افغانی و یا مین گذاری در سواحل ایران است.

بدیهی است كه نقشه‌ دقیق ساختمان سفارت ما در ایران در اختیارمان بود. ولی به منظور اطلاع از مكان نگهداری گروگان‌ها احتیاج به اطلاعات دقیقی داشتیم كه زنان و سیاه پوستان كه قبلا در ایران جزو گروگان‌ها بودند و قبل از عید مسیجح آزاد شده بودند، در این زمینه نتوانستند كمكی به ما بكنند و به طور كلی، اطلاعی از محل نگهداری گروگان‌ها نداشتند.

ولی اقبال با ما یاری كرد و برای اولین بار یكی از عوامل ما در ایران (كه به دلیل امنیتی از افشاء نام او خودداری می‌كنم) كه شناخت كاملی از سفارت ما نیز داشت، توانست محل دقیق هر یك از گروگان‌ها _ تعداد محافظین و خصوصیات آنها و برنامه روزانه گروگان‌ها و محافظین را دقیقا در اختیار ما بگذارد.

از طرف دیگر عوامل ما كه قبلا به عناوین متفاوت تجاری و خبرنگاری و ... به ایران رفت و آمد می‌كردند، اطلاعات دقیقی در زمینه محافظین گروگان‌ها در اختیار ما گذاشته بودند. بر اساس این اطلاعات از میزان جدیت و دقت در مراقتب از گروگان‌ها و محوطه سفارت توسط دانشجویان كاسته شده بود و یك حمله غافلگیرانه حتما موفقیت‌آمیز به نظر می‌رسید.

عكس‌هایی كه مرتبا توسط ماهواره‌ها می‌گرفتیم، به خوبی نشان می‌داد كه طولانی شدن مدت گروگان‌گیری محافظین را كسل و خسته كرده است و آن شور و هیجان اولیه دیگر وجود ندارد.

در چنین شرایطی نیروی ماهر و آموزش‌ دیده ما می‌‌توانستند در تاریكی شب و با استفاده از وسایل نورزا افراد ما را از دانشجویان تشخیص دهند و امكان آزادی آنها را فراهم سازند.

بدین منظور ما احتیاج به شش هلی‌كوپتر بزرگ داشتیم كه در مركز تهران پرواز كند و گروه نجات را همراه با سه نفر گروگان آمریكایی مستقر در وزارت خارجه و گروگان‌هایی كه در سفارت بودند پس از آزادی به محل امنی منتقل سازد.

مشكل اساسی، عبور از دریا و كشورهایی بود كه در مسیر قرار داشت تا به مركز تهران برسیم. برای رفع این مسئله در نظر گرفتیم هشت هلیكوپتر بزرگ كه فقط شش فروند آن در عملیات رهاسازی گروگان‌ها شركت می‌كردند و دو عدد دیگر برای ذخیره در نظر گرفته شده بود، توسط هواپیمای حمل و نقلی كه در عمان داشتیم، به منطقه دور افتاده‌ای كه صحرای شماره یك نامیده شده و قبلا توسط پرواز آزمایشی ما دقیقا مورد بررسی قرار گرفته بود، منتقل كنیم.

تنها نقطه ضعف این منطقه، جاده فرعی و خاكی بود كه به ندرت برای عبور و مرور مورد استفاده قرار می‌گرفت. البته در این زمینه، گروه نجات آمادگی‌ این را داشت كه در صورت عبور و مروری در این جاده در حین عملیات، عابرین را توقیف نموده، وسیله نقلیه آنها را دور از انظار مخفی كرده و پس از اطمینان از اینكه نمی‌توانند در راه نجات گروگان‌ها اخلالی به وجود آورند، آنها را آزاد سازند. من در این مورد دستور اكید داده بودم كه به هیچ عنوان به هیچ عابر بیگناهی نباید آسیبی برسد و از خونریزی بر حذر باشند.

طبق برنامه، هلی‌كوپترها غروب روز پنجشنبه 24 آوریل ساعت ده و نیم صبح به وقت واشینگتن پرواز می‌كردند و شش ساعت بعد به محل عملیات می‌رسیدند. فاصله این پرواز از بحر عمان تا محل عملیات 600 میل بود كه حداكثر ظرفین پرواز این گونه وسایل هوابرد است.

شش فروند هواپیمای 130 _ C كه حامل نود نفر اعضاء گروه نجات، به علاوه سوخت و وسایل و تجهیزات بود، در محل عملیات به هلیكوپترها می‌پیوست، سپس گروه و لوازم از هواپیماهای 130 _ C هلیكوپتر‌ها منتقل می‌شدند و هواپیماها خاك ایران را ترك می‌گفتند. آنگاه هلیكوپترها به سمت شمال و یكی از كوه‌های نزدیك به پرواز در می‌آمدند و ساعت 4 صبح به مقصد می‌رسیدند و تا روز بعد در همانجا مخفی می‌ماندند. این محل، دور افتاده و كاملا خالی از سكنه بود و احتمال شناسایی گروه نجات بسیار كم بود.

ارتباط بین پنتاگون و گروه نجات از طریق ماهواره و سایر وسایل ارتباطی فوری بود. من نیز گزارش‌های خود را تلفنی از طریق ژنرال جونز و هارولد براون دریافت می‌كردم.

شب عید كامیون‌هایی كه توسط عمال ما در تهران خریداری و در انباری در نزدیكی تهران نگهداری می‌شد، به محل اختفای گروه نجات آمده و آنها را به شهر می‌آورد. در زمانی كه از پیش مشخص شده بود، گروه نجات، هم زمان وارد ساختمان وزارت خارجه و محل سفارت می‌شد و با انجام عملیاتی، گروگان ها را آزاد می‌كرد. پس با استفاده از ارتباط رادیویی كه بین گروه نجات و هلیكوپترها بود، هلیكوپترها در مكان تعیین شده به زمین می‌نشست و افراد ما را به فرودگاه متروكی در نزدیكی شهر تهران می‌برد و از آنجا دو فروند هواپیمای C_ 140 آمریكائی‌ها را از طریق پرواز برفراز مناطق كویری عربستان سعودی به جای امنی منتقل می‌كردند و هلی كوپترها در ایران به جا گذاشته می‌شدند.

من در نظر داشتم كه پس از پایان موفقیت‌آمیز برنامه‌ رهاسازی گروگان‌ها، سعودی‌ها را در جریان امر بگذارم. ونس از خطری كه متوجه جان گروگان ها بود، ابراز نگرانی می‌كرد و در موفقیت این برنامه تردید داشت. او همواره ترجیح مِ داد كه در صورتی كه من تصمیم می‌گرفتم، برای نجات جان گروگان‌ها به قوه قهریه متوسل شوم، از مین‌گذاری سواحل ایران استفاده شود و حتی در چند مورد مرا تهدید به استعفا كرده بود. به هر حال، من به نظریاتش ارج می‌نهادم و در شرایط كنونی محتاج نظریات و خدماتش بودم، از این رو به كار خود ادامه داد ولی مشروط به اینكه حق اعتراض به پاره‌ای از سیاست‌های متخذه در مورد ایران پیوسته برایش محفوظ باشد.

یكی از شرایط موفقیت این طرح كه همواره مرا نگران می‌كرد این بود كه تا آخرین مرحله سری باقی بماند. ولی من مجبور شدم این طرح را با یكی دیگر از سران دول در میان بگذارم.

منشاء این فكر از آنجا سرچشمه گرفت كه یك افسر انگلیسی كه در خدمت سلطان عمان بود، به لندن گزارش كرده بود كه ما هواپیماهایی مجهز به تجهیزات جنگی برای مجاهدین افغان به عمان فرستاده‌ایم و در نتیجه عمانی‌ها و انگلیسی‌ها از این خبر برآشفته بودند و من مجبور شدم «وارن كریستوفر» را برای ادای توضیحات به لندن بفرستم تا با خانم «مارگارت تاچر» نخست وزیر و «لرد كارینگتون» وزیر امور خارجه انگلیس وارد بحث و مذاكره شود و مقصد واقعی ما را از فرستادن این هواپیماها به عمان برای آنها روشن سازد.

در یك مورد دیگر ما نگران شدیم كه خبر درز كرده است و آن داستان یك ماموریت نجات در حوالی مرز عراق بود كه هنگام ضبط برنامه رادیویی كه در سراسر ایران پخش می‌شد، به گوشمان رسید. ولی خیلی زود متوجه شدیم كه این مطلب چیزی به جز نقل یك داستان تخیلی از روزنامه واشنگتن استار نبوده است.
روز چهارشنبه 23 آوریل (3 اردیبهشت) من آخرین گزارش اطلاعاتی را در مورد آزادی گروگان‌ها از طرف ایران دریافت كردم.

گزارش حاكی از این بود كه امكان آزادی گروگان‌ها ظرف پنج یا شش ماه آینده بعید است، از طرف دیگر عوامل ما در ایران نسبت به موفقیت و طرح آزادی گروگان ها بسیار خوشبین بودند.
روز بعد كه روز اجرای عملیات بود، دلم می‌خواست كه تمام لحظاتم را به دریافت گزارش پیشرفت كار گروه نجات بگذرانم، ولی برای نایكه نشان داده شود كه هیچ واقعه غیرعادی وجود ندارد، مجبور بودم برنامه عادی روزانه خود را طبق معمول دنبال كنم. روی این اصل، از برژینسكی خواستم كه لحظه به لحظه توسط یادداشت مرا در جریان امر قرار دهد و كوشش می‌كردم نشان دهم كه حواسم متوجه وظایف جاری از جمله ملاقات خصوصی با رهبر حزب كارگر اسرائیل «شیمون پرز» و ملاقات با گروهی از رهبران آمریكای لاتین در زمینه برنامه مبارزه با تورم است.

یلا برخی از یادداشت‌های برژینسكی در روز اجرای عملیات كه نظریات من نیز در حاشیه آن اضافه شده بود، نقل می‌كنم (ساعات نقل گزارش‌ها به وقت واشنگتن است):

ساعت 35/10_ آخرین گزارش اطلاعاتی در زمینه مراحل اولیه. پرواز طبق برنامه انجام می‌شود.
ساعت 12_ صرف ناهار با حضور ونس _ معاون او _ براون‌_ برژینسكی_ جودی پاول.
گزارش نخست حالی از این است كه احتمالا هلی كوپتر‌ها مجبور خواهند شد كه در جایی نرسیده به محل تعینی شده قبلی فرود آیند. با وجودیكه اداره هواشناسی هوا را خوب گزارش داده بود، ولی هلیكوپترها به هواپیمای باری حامل بازگشته است كه به علت نقص فنی دیگر قابل استفاده برای ادامه ماموریت نیست و دیگری در صحرای جنوب منطقه عملیات رها شده است. (در طول این مدت ما مطلع نشدیم كه سرنشینان هلی‌كوپتر رها شده، چه سرنوشتی پیدا كرده‌اند و این مسئله بسیار ما را نگران كرده بود.)

یكی از دیده‌بانی‌های ایرانی متوجه پرواز دو هواپیمای ما كه بدون چراغ و در ارتفاع كم پرواز می‌كنند، شده است. (فرستنده جاسوسی ما در ایران، فرستنده‌های رادیویی را در سراسرایران ضبط می‌كرد)

ساعت 15/15 دقیقه نیروی دریایی تصور می‌كند، دو هلیكوپتری كه از كار افتاده‌اند، به وسیله بقیه هلی‌كوپتر‌ها كه بر زمین نشسته‌اند، از زمین برداشته شده‌اند و فعلا 6 هلیكوپتر در راه اجرای ماموریت هستند. قرار است ظرف نیم ساعت وضعیت صحرایی شماره یك به ما گزارش شود.

خبری از آژیر هوایی ژاندارمری كه دو هواپیمای ما را دیده بودند، نیست (ایرانیها پاسگاه‌های كوچكی در شهرها و روستاها دارند كه ما بدون هیچ مشكلی از كنار آنها گذاشتیم.)

تمام هواپیماهای C_ 130 به زمین نشستند. در این فاصله به اولین مسئله برخورد كردیم. زیرا بلافاصله پس از به زمین نشستن هواپیماها، یك اتبوس كه حدود 40 تا 44 نفر سرنشین دارد، یك كامیون سوخت و سپس یك وانت از آنجا عبور كردند. دو وسیله آخر به نظر رسید متعلق به قاچاقچیان بنزین باشد و هر دو راننده به محض مشاهده ما، به وسیله وانت فرار كردند و بعید است كه به پلیس اطلاع دهند.

سرهنگ «بك وات» بر این عقیده است كه این رانندگان فكر كرده‌اند گروه ما پلیس ایران است ولی بایستی مسافرین اتوبوس را كه توقیف كرده‌ایم، از هرگونه اقدامی كه منجر به دادن اطلاعاتی به پلیس شود، باز داریم. این واقعه صرفا یك بدشانسی غیرمترقبه است. ما این محل را هفته‌ها تحت نظر داشتیم و رفت و آمد در این جاده فرعی به ندرت به چشم می‌خورد.

براون و برژینسكی بر این عقیده‌اند دلیلی برای متوقف كردن عملیات در شرایط فعلی وجود ندارد، نتایج مشورت و گزارش‌های بعدی توسط برژینسكی به رئیس جمهوری اطلاع و كسب دستور خواهد شد. در حاشیه من با پیشنهاد انتقال سرنشینان اتوبوس به وسیله هواپیمای C_ 130 تا پایان برنامه نجات گروگان‌ها موافقت كردم، تا پس از خاتمه ماموریت به ایران باز گردانده شوند.

21/16 _ ژنرال جونز به وسیله ژنرال وات ( كه در مصر بود و عملیات را فرماندهی می‌كرد) مطلع شده شده كه همه چیز در محل صحرای شماره یك تحت كنترل است. هیچ كس زخمی یا كشته نشده است. وسیله نقلیه‌ای كه با دو راننده فرار كرده بودند، به شهری كه در 15 میلی محل واقع شده بود و در آنجا یك پست ژاندارمری كه شب ها خالی است، رفته است. چهار هلیكوپتر، ساعت چهار به وقت محلی سوخت‌گیری كرده بود و دو فروند دیگر در حال سوخت‌گیری بود (یكی از این دو هلیكوپتر موقتا به علت گردباد ؟ مجبور شده بود به زمین بنشیند، ولی بعدا با تلاشی كه به عمل آورده بود، به دیگران پیوست و این امر باعث تاخیر در برنامه شد، ولی این امر، مسئله مهمی نبود.)

وات انتظار دارد كه همه‌چیز ظرف 40 دقیقه با موفقیت به پایان برسد. وی گزارشی دریافت كرده است كه علامت سبز داده شده است.

45/16_ براون به برژینسكی اظهار داشت: من فكر می‌كنم ملیات به وضعیتی رسیده است كه بایستی متوقف شود. یكی از هلیكوپترها با مشكل فنی مواجه شده است (اشكال هیدرولیك) و بدین ترتیب ما كمتر از 6 هلیكوپتر مورد نیاز در اختیار داریم.

برای باز گرداندن گروه نجات از هواپیماهای C_ 130 استفاده خواهد شد. از رئیس جمهور درخواست می‌شود كه ظرف چند دقیقه برای لغو ماموریت اتخاذ تصمیم كند (با توجه به اینكه عملیات بایستی در طول شب پایان پذیرد.)

50/16_ پس از دریافت گزارش كامل از برژینسكی، رئیس جمهوری تقاضای اطلاعات كامل از براون وجونز نمود. خاصه در این زمینه خواهان توصیه فرمانده زمینی شد (بكوارت و وات در مصر هر دو با توجه به برنامه عملیات كه نیازمند به حداقل 6 هلیكوپتر بود، توصیه كردند كه عملیات لغو شود.)

57/16_ رئیس جمهوری خطاب براون گفت: بهتر است با پیشنهاد موافقت كنیم، ماموریت لغو می‌گردد.

در این موقع، معاونت ریاست جمهوری _ كریستوفر _ پاول و جردن در اتاق مطالعه كوچك من به من و برژینسكی پیوستند، ونس و براون نیز بعدا به آنجا آمدند. گرچه به سبب شكست ماموریت، ما متاثر و غمگین بودیم، ولی خدا را شكر می‌كردیم كه تلفات جانی نداشته‌ایم.

18/17_ براوان به رئیس جمهوری اطلاع می‌دهد كه معلوم نیست چه بر سر یكی از هلیكوپترها و سرنشینان آن آمده است.

32/17_ رئیس جمهوری با یك تلفن مطمئن با جونز تماس می‌گیرد و اطلاع حاصل می‌كند كه كلیه خدمه از هلیكوپتر خارج نشده‌اند. وی دستور داد كه از هرگونه اقدامات نظامی بیهوده جلوگیری شود و با استفاده از پوشش هوایی برای رهایی جان خدمه بدون هیچ برخوردی اقدام كنند.

در صورت حمله هوایی از طرف ایران قبل از حمله مستقیم و سرنگونی هواپیماهای ایرانی، اقدام به یك نمایش قدرت بكنند (پیش بینی این عملیات به منظور حفظ جان خدمه هلیكوپتری بود كه تصور می‌كردم در صحرای ایران رها شده بود) من آماده بودم تا در صورت لزوم، نیروی هوابرد نظامی را برای حفظ جان خدمه هلیكوپتر به محل اعزام دارم. (منابع جاسوسی ما گزارش كردند كه هلیكوپتری كه در صحرا به زمین نشسته است، دارد علامت می‌دهد)

با توجه به لغو انجام ماموریت گروه نجات، بحثی در زمینه چگونگی توجیه ماموریت و لغو آن برای ایران و مردم آمریكا در گرفت. (من درین فكر بودم كه پس از خروج گروه نجات از ایران، لازم است ایرانیان را تسكین دهم.)

58/ 17_ جونز با استفاده از خط ویژه به رئیس جمهوری اطلاع داد كه یكی از هلیكوپترها با هواپیمای C_130 تصادف كرد و منجر به از بین رفتن تعدادی از افراد شده است و ممكن است وضع از این هم ناگوارتر شود. سرنشینان این هواپیما به هواپیمای C_130 دیگری منتقل شدند. (از فرط ناراحتی حالم به هم خورد. هر تاخیر جزئی از آن طرف در رساندن خبر برایم ساعت‌ها به طول می‌انجامید و همچنان كه منتظر گزارش‌های دقیق‌تر در مورد تعداد كشته شدگان بودم، فقط دعا می‌كردم).

21/18_ رئیس جمهوری از طریق جونز اطلاع حاصل می‌كند كه تعدادی از افراد بر اثر تصادف كشته شده‌اند. این افراد شامل خدمه هواپیما _ خلبان هواپیمای C_130 و تعدادی از اعضاء گروه نجات بودند. بقیه افراد به وسیله یكی دیگر از هواپیماها از محل خارج می‌شوند. (هنگام آماده شدن برای پرواز بر اثر ایجاد گرد و غبار ناشی از حركت پروانه هلیكوپتر و كم شدن دید خلبان یكی از هلیكوپترها با قسمت جلوی هواپیما برخورد كرده و منجر به سوختن هر دو وسیله می‌گردد، به نحوی كه خارج كردن اجساد كشته شدگان را غیرممكن می‌سازد) بقیه افراد با پنج هواپیمای C_ 130 عازم مصیره، كه جزیره كوچكی در دریای عمان است، حركت می‌كنند. مدت توقف افراد ما در صحران سه ساعت است.

05/19
_ جونز اطلاع داد. كه حداقل 6 نفر كشته شده‌اند.
گروه نجات ساعت ده بعد از ظهر به مصیره می‌رسید.
45/19_ گروهی كه در اتاق كابینه بدون حضور ریاست جمهوری گرد هم آمده بودند، مشغول تهیه بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های لازم در این زمینه بودند.

(من به تنهایی در دفتر كوچك خود نشسته بودم و مشغول تهیه فهرستی از تمام كارهایی بودم كه بایستی انجام شود. از جمله اینكه به گروگان‌های ما صدمه ای وارد نشود، عوامل ما در تهران مصون بمانند. رهبران سایر دول منطقه را از آنچه گذشته است، آگاه سازم. برخی از رهبران آمریكا را در جریان واقعه قرار دهم و نهایتا جریان را به اطلاع افكار عموی برسانم ولی در وهله اول بایستی گروه نجات را بدون اینكه شناخته شوند، از ایران خارج می‌كردیم.)

5/20_ رئیس جمهوری به جمع گروهی كه در اتاق كابینه تشكیل جلسه داده بودند پیوست (من به دنبال رئیس سازمان سیا فرستادم تا معلوم كند چه مدت وقت لازم است تا گروه نجات از ایران خارج شود.)

05/11_ ترنر به گروه می‌پیوندد. بحث در زمینه موقعیت در ایران و بازتاب بیانیه‌های مورد نظر انجام می‌گیرد اما مدت طولانی در مورد تینی زمان صدور اعلامیه‌ها صرف كردیم. ضرورت داشت تا خروج كامل گروه عملیات ما از ایران، از اعلام هر خبری در این زمنیه خودداری شود. و سپس در اولین فرصت لازم بود با اعلامیه و بیانیه‌های خود هر نوع واكنش شدید ایرانیان را تعدیل كنیم و از اینكه ماموریت گروه نجات به شكل اغراق‌آمیزی به صورت یك حمله تمام عیار نظامی تلقی شود، جلوگیری به عمل آوریم. چه، در غیر این صورت احتمال داشت به گروگان‌ آسیب برسد. از طرفی باید به افراد خود در تهران كه دارای كامیون، تجهیزات رادیویی و دیگر وسایل مورد طوءظن بودند اطلاع می‌دادیم تا فرصت حفاظت از جان خود را به دست می‌آوردند.)

05/23_ براون گزارش جامع‌تری ارایه داد. شمارش تمام كاركنان هلیكوپتر انجام شد_ 8 نفر آنها كشته و 3 نفرشان سوخته بودند.

_ رئیس جمهوری تصمیم می‌گیرد كه بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها را ساعت 2 صبح صادر كند. سپس وقت را به ساعت یك صبح تغییر می‌دهد. تماس با اعضای كنگره فورا شروع می‌شود. ماموریت ما به علت یك سری وقایع غیرقابل پیش‌بینی و ناگوار لغو شد.

ولی احتمال زیادی برای كسب توفیق وجود داشت _ هیچگونه زنگ خطری تا پس از دو تا سه ساعت بعد از خروج افراد ما از ایران به صدا در نیامد. هنوز هم از یادآوری خاطرات آن روز ازرده خاطر می‌شویم، امید موفقیت زیاد بود، ولی وقایع ناگوار و عجیب، شهامت گروه نجات، شرمساری ناشی از شكست و بالاتر از همه مرگ فاجعه‌آمیز افراد ما در كویر همه و همه در خاطرم نقش بسته است. من برای چند ساعت موفق شدم بخوابم و صبح زود آماده شدم تا از طریق تلویزیون آنچه را كه رخ داده بود، برای مردم آمریكا تشریح كنم. من تمام مسئولیت را شخاص به عهده گرفتم.
آنچه را كه روی داده بود، تشریح كردم و دلایل خود را برای این تلاش شرح دادم. من عملی را كه ایران مركب شده بود به دنیا یادآوری كردم و داوطلبانی را كه با شهامتی بی‌نظیر، زندگی خود را از دست داده بودند، مورد ستایش قرار دادم.

من می‌خواستم به مجرد بازگشت اعضای گروه نجات، آنها را ملاقات كنم. از این رو بدون اطلاع‌رسانه‌های گروهی، روز یكشنبه 27 آوریل (7 اردیبهشت) برای دیدن آنها به محلی مخفی پرواز كردم. هویت اعضای گروه سری نگه داشته شده بود، هنگامی كه از هلیكوپتر پیاده شدم، سرهنگ بكویت منتظرم بود، هنگامی كه از هلیكوپتر پیاده شدم، سرهنگ بكویت منتظرم بود، او واقعا یك فرد محكم و قوی بود و سابقا در تیم فوتبال دانشگاه جورجیا بازی می‌كرد و دوران كودكی خود را در فاصله چند میلی پلینز (نام شهر كوچی در آمریكا) گذرانده بود. او با وارد شدن به ارتش و به مخاطره انداختن جان خود در كلیه كارهای پرمخاطره خویشتن را وقف میهنش كرده بود. جانه او می‌لرزید و اشك از گونه‌هایش سرازیر شده بود. او را در آغوش كشیدم و هر دو گریستیم.

وی گفت: آقای رئیس جمهوری! من متاسفم. شما را مایوس كردم. من با تمام وجودم از تلاش او و افرادش قدردانی كردم.

وی سپس ادامه داد:
_ آیا اجازه خواهید داد ما بار دیگر به محل برگردیم و ماموریت را انجام دهیم؟

به او گفتم البته در صورت ضرورت یقینا مانند گذشته روی گروه او حساب خواهم كرد.
بكویت به من اظهار داشت: پس از اینكه آخرین هلیكوپتر در كویر از كار افتاد، فورا تصمیم گرفت توصیه كند عقب‌‌نشینی شود ولی هیچ شك و تردیدی نداشت كه تصمیم وی درست بوده است.

من پرسیدم: چرا بقیه هلیكوپترها را از بین نبرده بودند؟ وی توضیح داد كه هلیكوپترها پر از مواد منفجره بودند و هر نوع آتش یا انفجار برای هواپیمای C_ 130 كه زندگی آنان به آن بستگی داشت، مخاطره‌انگیز بود.

من همچنین با پنج نفر از ایرانیانی كه در این ماموریت‌ ما را یاری داده بودند، ملاقات كردم. آنها نیز ابراز علاقه می‌كردند كه برگردند و به ما كمك كنند. من دور زدم و با یك یك افراد مذاكره كردم و از سوی ملت آمریكا، از كار قهرمانانه آنا قدردانی به عمل آوردم. آنها در كار خود ماهر و استاد بودند و من درنگ نمی‌كردم كه زندگی خود را به دست آنها بسپارم.

از آن پس ما با اخبار جعلی و نادرستی در مورد عملیات مواجه شدیم كه مجبور بودیم به آنها پاسخ گوئیم. یكی از این اخبار مربوط به اتهامی بود كه شایع كردند و گفتند كه من دستور داده‌ام برنامه آزادی گروگان ها لغو شود و آن را غیرعملی ساخته بودم در صورتی كه سرهنگ بكویت و افرادش مایل بودند مامویت را ادامه دهند و ان را به مرحله اجراء در آورند.

ولی علی رغم اعتراضات آنان، من دستور لغو آن را صادر كرده بودم. براون از بكویت خواسته بود كه به برخی از پرسش‌های روزنامه‌نگاران پاسخ بدهد، ولی بكویت عادت كرده بود كه هویت خود را مخفی نگهدارد. اما تحت شرایط موجود بكویت اصرار داشت مرا ببیند و توضیح دهد كه چرا اكنون برخلاف گذشته تمایل پیدا كرده است كه نظریاتش را علنی سازد. هنگامی كه وی در دفتر ریاست جمهوری حضور داشت تعریفی از من كرد كه فكر می‌كنم هر گز از آن برتر نخواهم شنید. او با شرمندگی گفت: _ من و افرادم به این نتیجه رسیده‌ایم كه ریاست جمهوری كشورمان همچون فولاد، سخت و قوی است.

یكی از مشكل ترین وظایفی كه به عنوان رئیس جمهویر با آن رو به رو بودم، مجلس ترحیمی بود كه روز 9 ماه مه در قرستان ملی «آرلینگتن» برای 8 نفر نظامی كه در ایران كشته شده بودند، برگزار شد. قرار بود همه خانواده كشته‌شدگان در این مراسم شركت داشته باشند و من با تمام وجود غم آنان را احساس می‌كردم.

من می‌خواستم به آنها تسلیت بگویم و از آنان تشكر كنم. ولی نگران بودم كه برخی از آنها ممكن است به سبب اینكه من كسی بودم كه دستور اجرای ماموریت نجات را صادر كرده بودم با من برخوردی توهین آمیز داشته باشند.
هنگامیكه «روزالین» و من وارد اتاق انتظار شدیم، من همسران و كودكان و پدران و مادران مردانی كه شجاعت آنان را مشاهد كرده بودیم، دیدیم. یكی از همسران جوان پیش آمد و دستانش را به سوی من دراز كرد. او را در آغوش گرفتم.

به نظر می‌رسد هم آنان بیشتر نگران احساسات من بودند تا غم خودشان. احساسی عمیق از سپاس و قدرشناسی نسبت به مردانی شجاع كه از دست رفته بودند و خانواده‌هایشان كه اطراف من بودند، تمام وجودم را در بر گرفت. حساسیت و شهامت آرام آنان به صورتی خاص جلوه‌ای بود از فداكاری داوطلبانه و شرافت مردان و زنانی كه در نیروهای مسلح مشغول انجام وظیفه بودند و خود را وقف حفظ و نگهداری آزادی برای همه كرده بودند.


دوشنبه 30 فروردین 1389

نگرانی موسوی از سرنوشت کرم‌های بی‌گناه!

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

میرحسین موسوی نسبت به سرنوشت "کرم"‌هایی که در راستای تحقیقات فضایی دانشمندان کشورمان به فضا فرستاده شدند، ابراز نگرانی کرده است!

آقای موسوی در دیدار خود با طیفی از اعضای سازمان مجاهدین، در سخنانی بامزه گفته است: "فکر نکنیم مردم گفته‌ها و اعمال ما را فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم‌ها و لاک‌پشتی که به فضا فرستاده شدند، حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به کجا انجامید؟"!
 اشاره وی به پرتاب اولین موجودات زنده در قالب کپسول زیست‌محیطی توسط کاوشگر 3 به فضا است که یکی از جدیدترین دستاورهای فضایی متخصصان جوان کشورمان در سال گذشته بود و توجه بسیاری از محافل خارجی را به خود جلب کرد.

این محموله زیستی در ایام دهه فجر سال 88 به فضا پرتاب شد که حاوی موجوداتی چون لاک پشت، کرم و موش و همچنین پنج ذره سلول بود.

البته نتایج این ابتکار، انتظار دانشمندان کشورمان را تامین نکرد چرا که بر اساس گزارش مهر در همان زمان، سه موجود زنده این محموله نابود شدند. به همین دلیل متخصصان کشورمان درصدند که در سال جدید دومین محموله زیستی را هم به فضا بفرستند.

گفتنی است که دانشمندان از حیواناتی نظیر نوعی از موش و کرم، به عنوان "حیوانات آزمایشگاهی" برای آزمایش دستاوردهای جدید خود و اطمینان از حاصل شدن نتایج موردنظر استفاده می کنند.

نخستین موجودی هم که توسط سفینه‌های فضایی به خارج از جو زمین فرستاده شد، یک "سگ" بوده است.

البته آقای موسوی تاکنون نسبت به سرنوشت این سگ و همچنین موش‌های آزمایشگاهی در کشورهای اروپایی و غربی، سکوت پیشه کرده است!


دوشنبه 30 فروردین 1389

فاش شدن هویت ترانه موسوی با حکم جلب مهدی هاشمی

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

فاش شدن هویت ترانه موسوی با حکم جلب مهدی هاشمی
دستگیری مهدی هاشمی می تواند پشت پرده دروغ بزرگی به نام ترانه موسوی را برملا سازد.
 سرنخ افشای هویت ترانه موسوی فرد موهومی که پس از انتخابات به اتهامی علیه جمهوری اسلامی و ترکتازی ضدانقلاب و محافل ضد ایرانی غربی تبدیل شد ،در دست مهدی هاشمی است.
ترانه موسوی کسی که رسانه های ضدانقلاب و محافل رنگی و جریان نفاق از آن به عنوان شهید حوادث پس از انتخابان نام بردند و حتی نام وهمی و عکس تخیلی آن در سنای آمریکا نیز به نمایش درآمد و از آن بر علیه ایران استفاده شد،همان فردی است که هویت وی با گذشت ماهها از حوادث پس از انتخابات نامشخص و مجعول است و احدی مدعی آشنایی و نزدیکی با وی نیست.تا انجا که مدتی پیش یکی از سایتها در فراخوانی از کسانی که وی را می شناسند دعوت کرده بود تا اطلاعاتی در مورد هویت وی ارائه کنند که این فراخوان هم باعث نشد پرده از این فرد موهوم برداشته شود.در همین راستا محافل امنیتی نیز از پروژه شهید سازی و دست ساز هویت ترانه موسوی خبر دادند.
اما ماجرا از چه قرار بود و چه ارتباطی میان این فرد موهوم با مهدی هاشمی است.ترانه موسوی که از نزدیکان یک مقام امنیتی کشور است ،همسر فردی است که در انتخبات نهم ریاست جمهوری حامی مالی یکی از کاندیداهای اصلی رقابت انتخابتی بود.وی که پس از شکست کاندیدای مورد نظر خود بدهی بالایی به بار می آرود از کشور فرار و به کانادا سفر می کند.این فرد که سالها است ارتباط تجاری و اقتصادی نزدیک با مهدی هاشمی دارد در حوادث اخیر پس از انتخابات به طور مداوم با وی در تماس بوده است.
ترانه موسوی نیز در حال حاضر زنده و در کاندا در کنار همسر خود زندگی می کند.با این حال هیچ گاه نسبت به سوء استفاده ای که ساعت ها برنامه و هزاران صفحه اینترنتی از نام و عکس وی علیه جمهوری اسلامی ایرانی کردند واکنشی نشان نداده است.و حالا این مهدی هاشمی است که می تواند بعد از ماهه تهمت و افترا به نظام ،از هویت موهوم کشته پس از انتخابات پرده بردارد و واقعیت یک دروغ بزرگ ،در پروژه دست ساز شهدای فرقه سبز را بر ملا سازد.


دوشنبه 30 فروردین 1389

پروانه فعالیت احزاب مشارکت و مجاهدین توقیف شد/ فعالیت ممنوع

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب، در نامه‌هایی جداگانه به احزاب "مشارکت" و "سازمان مجاهدین انقلاب"، از توقیف پروانه فعالیت این دو حزب خبر داده است.

دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب، در نامه‌هایی جداگانه به احزاب "مشارکت" و "سازمان مجاهدین انقلاب"، از توقیف پروانه فعالیت این دو حزب خبر داده است.

در نامه محمود عباس‌زاده مشکینی آمده است: "پیرو اخطار کتبی شماره 82475/43 مورخ 27/5/88 به آن حزب برای رعایت قانون، گزارشات و مستندات واصله در خصوص عملکرد، رفتارها و مواضع آن تشکل درجلسه مورخ 23/1/ 89 کمیسیون موضوع ماده 10 قانون فعالیت احزاب و جمعیت های طرح و پس از بحث و بررسی، به دلیل انطباق برخی از فعالیت های آن گروه با بندهای "الف"، "ه" ، " و"، "ز"، و "ح" ماده 16 قانون احزاب که گروهها صراحتا از ارتکاب آن منع شده اند اعضای کمیسیون به اتفاق و به استناد بند 3 و 4 ماده 17 قانون احزاب رای به توقیف پروانه فعالیت آن حزب داده و مقرر نمودند مستندات و گزارش تخلفات برای انحلال گروه به دادگاه ارسال شود."

بندهای مورد نظر آقای عباس‌زاده در ماده 16 قانون احزاب به شرح زیر است؛ مواردی که "گروههای موضوع این قانون باید در نشریات، اجتماعات و فعالیت‌های دیگر خود از ارتکاب موارد زیر خودداری کنند":

الف) ارتکاب افعالی که به نقض استقلال کشور منجر شود
ه) ایراد تهمت، افترا و شایعه پراکنی
و) نقض وحدت ملی و ارتکاب اعمالی چون طرح ریزی برای تجزیه کشور
ز) تلاش برای ایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت با استفاده از زمینه های متنوع فرهنگی و مذهبی و نژادی موجود در جامعه ایران.
ح) نقض موازین اسلامی جمهوری اسلامی.
بر اساس نامه عباس‌زاده مشکینی برخی از فعالیت های حزب مشارکت و سازمان مجاهدین با این بندها انطباق داشته است.
دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در پایان نامه به سازمان مجاهدین و حزب مشارکت تاکید کرده است که تا تعیین تکلیف پرونده آن‌ها در مرجع قضایی، از هرگونه فعالیت خودداری کنند.

گفتنی است که اعضای کمیسیون ماده 10 احزاب پیش از این، با اشاره به اقدامات ساختارشکنانه دو حزب اصلاح‌طلب "مشارکت" و "سازمان مجاهدین انقلاب"، نامه ای به دادسرای عمومی و انقلاب تهران ارسال کرده اند و خواستار صدور حکم قضایی برای انحلال این دو تشکل شدند.


دوشنبه 30 فروردین 1389

دیدارهای دیروز خاتمی؛صبح با هاشمی،عصر با اقلیت مجلس

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

دیدار چهره های موثر جبهه دوم خرداد با یکدیگر و ارتباط گیری با سایر شخصیت ها، شدت گرفته است.
،صبح روزگذشته سید محمد خاتمی به مجمع تشخصیص مصلحت نظام رفته و با هاشمی رفسنجانی دیدار داشته است.
از محتوای این دیدار که ساعت 9 صبح روزگذشته برگزار شده جزئیاتی بدست نیامده اما اخبار بدست آمده دیگر حکایت از آن دارد که خاتمی بعداز ظهر دیروز نیز باتعدادی از نمایندگان اقیلت مجلس نیز دیدار و گفتگو کرده است.
گفتنی است طی روزهای گذشته هاشمی رفسنجانی با تعدادی از چهره های دیگر همچون شیخ یوسف صانعی و سید حسین مصطفوی و نیز دیدار هایی داشته است.
برخی منابع آگاه معتقدند دیدارهایی که با هاشمی رفسنجانی صورت گرفته در راستای مجموع راینی هایی برای ترسیم خطوط جدید فعالیت های جریان اصلاحات بوده و برخی دیگر از کارشناسان نیز بر این باورند مجموعه این رایزنی ها برای تعریف بلوک جدیدی از مدیریت در میان اصلاح طلبان و آینده سیاسی برخی چهره ها می باشد.


جمعه 27 فروردین 1389

حکم جلب مهدی هاشمی صادر شد

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

صدور حكم جلب مهدی هاشمی و قطعی شدن دستگیری وی خبری بود كه در جلسه مشترك رئیس قوه قضائیه و اعضای كمیسون قضایی مجلس اعلام شده است.

به گزارش فارس، صدور حكم جلب مهدی هاشمی از جمله مطالبی است كه در جلسه مشترك آیت‌الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه و جمعی از نمایندگان از جمله اعضای كمیسیون حقوقی و قضایی مجلس اعلام شد.
بر پایه این گزارش در این جلسه مشترك تصریح شد كه در صورت ورود مهدی هاشمی به كشور وی بر اساس این حكم دستگیر خواهد شد.
در این جلسه درباره احتمال عدم مراجعت مهدی هاشمی به كشور و راههای قانونی دستگیری وی مطالبی عنوان شده است.
مهدی هاشمی رفسنجانی بعد از اغتشاشات انتخابات 22 خرداد و اقوال گوناگون درباره مشاركت وی در این حوادث، در اوایل شهریورماه سال جاری كشور را به مقصد لندن ترك كرد.
قرار است مهدی هاشمی در دادگاه به اتهامات خود در این باره پاسخ دهد.


سه شنبه 24 فروردین 1389

استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان؛«حرکت با چراغ خاموش و مهره های سفید»

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

در جلسه اخیر سران جریان اصلاحات ،استراتژی این جریان  برای حضور در چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
در این جلسه ،مرد خاکستری اصلاحات با تبیین ابعاد مختلف این استراتژی که از آن با عنوان «حرکت با چراغ خاموش ،مهره های سفید» یاد می شود گفته است:هیچ کدام از چهره های شناخته شده اصلاح طلبان حق ندارند برای تائید صلاحیت در انتخابات شوراها خود را از فضایی که در آن قرارداریم جدا دانسته و فاصله بگیرند.این یک اصل است.چهره های شناخته شده نباید خود را کنار کشیده و به نقد موسوی و جریان سبز بپردازند چون این مساله باعث ریزش نیروهای جریان اصلاحات می شود.ما برای رفع مشکل در انتخابات برنامه داریم.
وی اظهار داشته است:ما با اصرار بر مواضع خودمان ،چهره های شناخته شده را در لیست اصلاح طلبان قرار می دهیم تا رد صلاحیت شوند و پس از موج رد صلاحیت ها از آن استفاده سیاسی کنیم.
مرد خاکستری اصلاحات در ادامه گفته است:ما در فاصله شکل دهی به لیستی برای رد صلاحیت شدن، «نیروهای سفید» خودمان را سازماندهی می کنیم.این نیروها کسانی هستند که تکنوکرات بوده و اصلا سیاسی و شناخته شده نبوده و وابستگی ثبت شده ای به ما ندارند،فقط در لایه های پنهان با اصلاح طلبان ارتباط دارند.
وی ادامه داد:برنامه ما این است که تا قبل از ثبت نام، حمایت خودمان را روی لیست رد صلاحیت شده ها قرار می دهیم ،اما بعد از اعلام تائید صلاحیت ها و عبور مهره های سفید از فیلترینگ، تمام قامت از مهره های سفید حمایت خواهیم کرد.نظام هم بعد ازتائید صلاحیت نمی تواند این افراد را رد صلاحیت کند.
گفتنی است این طرح برگرفته ازطرح «اسب تراوی» مهاجرانی است که قرار بود در راهپیمایی 22 بهمن مورد استفاده جریان فتنه قرار گیرد اما با حضور حماسی ملت ناکام ماند.


سه شنبه 24 فروردین 1389

احمدی‌نژاد اعترافات ریگی را به سازمان ملل فرستاد

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،عکس ،

محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد با اشاره به اقدامات برخی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی اعضای ناتو مستقر در افغانستان و نیز رفتار بعضی رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در حمایت از عبدالمالک ریگی خواستار محکوم کردن سریع جنایات وی و دفاع از حقوق ملت مظلوم ایران شد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در بخش دیگری از نامه‌ خود به «بان‌کی‌مون» دبیر کل سازمان ملل متحد با تأکید بر اینکه از زمان حضور نیروهای آمریکایی و ناتو در منطقه علاوه بر کشته و زخمی و آواره شدن چندین میلیون نفر، کشت مواد مخدر و تروریسم نیز توسعه یافته است، تصریح کرد: انتظار این است که حضرتعالی به طور فعال موضوع را در دستور کار قرار دهید و تصمیمات لازم را برای پایان دادن به کشتار، توسعه مواد مخدر و اشغالگری اتخاذ و اعلام نمایید.
متن کامل نامه دکتر محمود احمدی‌نژاد به دبیر کل سازمان ملل متحد به این شرح است:

جناب آقای بان‌کی‌مون
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد
سلام علیکم

با تبریک عید نوروز و آغاز سال 1389 شمسی یک بار دیگر از تلاش‌های جنابعالی و اعضای مجمع عمومی جهت ثبت جهانی نوروز، این عید بزرگ انسانی و فرهنگی، تقدیر می‌نمایم. امیدوارم این اقدام، منشأ گسترش فرهنگ نوروزی یعنی صلح، دوستی، بالندگی، همکاری سازنده و امنیت پایدار در سراسر جهان باشد.
همانگونه که می‌دانید تروریسم از مهمترین معضلات امروز جامعه بشری است و بسیاری از سیاست‌گذاری‌ها و لشکرکشی‌ها به بهانه مبارزه با آن انجام می‌گیرد.
مطلع شدید که شروری به نام عبدالمالک ریگی در چند سال اخیر با پناه گرفتن در افغانستان و پاکستان و از طریق نفوذ و راهزنی و انفجارات در جنوب شرقی ایران، بیش از 140 نفر از هموطنان بی‌گناه اینجانب، اعم از زن و مرد و کودک، را با فجیع‌ترین روش‌های ممکن به قتل رسانیده و بیش از 260 نفر را زخمی کرده است.
گر چه سازمان‌های بین‌المللی مدعی حمایت از حقوق بشر در این مدت در برابر این جنایات سکوت اختیار کرده و یا به نوعی از آن حمایت کردند لیکن تأسف‌انگیزتر از آن، اقدامات برخی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی اعضاء ناتو مستقر در افغانستان و همچنین رفتار برخی رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در حمایت از این جنایات و تلاش برای تطهیر دستان به خون آغشته این جنایتکار و مزدورانش بود. اطلاعات مستندی در دست است که سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی حداقل سه کشور از شرارت‌ها و اقدامات تروریستی این فرد حمایت کرده‌اند.
برخی رسانه‌های غربی نیز، که در برابر کوچکترین اشتباهات یک مأمور پلیس در کشورهای مخالف با سیاست‌های استعماری و سلطه‌جویانه با تولید انبوه اخبار و تحلیل و سر و صدا برای حقوق بشر عزاداری برپا می‌کنند و فریاد آنان گوش فلک را کر می‌کند،‌ در برابر این سفاکی‌ها و جنایت‌ها یا سکوت کردند و یا با انتشار وسیع مصاحبه‌ها و گزارشات، این تروریست آدم‌کش را فردی مبارز و تلاش‌گر در راه دموکراسی معرفی نموده و سعی کردند کشتار وحشیانه مردم بی‌دفاع را مقدس جلوه دهند.
مایه بسی تأسف است که تروریسم به ابزار سلطه بر ملت‌ها تبدیل شده است و مدعیان مبارزه با تروریسم در صف اول حمایت از آن قرار دارند.

عالیجناب
اینک با ارسال یک نسخه نوار حاوی گوشه کوچکی از جنایت‌ها و برخی حمایت‌های رسانه‌ای از این فرد شرور و قسمتی از اعترافات وی در کسب حمایت از اعضای ناتو،‌ انتظار دارد دبیر کل محترم بر حسب وظیفه قانونی و انسانی نسبت به موارد زیر اقدام به نتایج آن را به اطلاع ملت ایران و عموم ملت‌ها برسانند:
1- محکوم کردن صریح این جنایات و دفاع از حقوق ملت‌ مظلوم ایران به عنوان قربانی بزرگ تروریسم
2- محکوم کردن حمایت‌های اعضاء ناتو از تروریسم در منطقه، استیضاح رسمی کسانی که از این جنایتکار حمایت‌ کرده‌اند و استیفای حقوق قربانیان و دولت و ملت ایران
3- دستگیری این شرور که مورد حمایت وسیع اعضاء ناتو بود، توسط دستگاه اطلاعاتی ایران با کمترین هزینه ممکن، راه درست مبارزه با تروریسم را نمایان ساخت.
بعد از حادثه 11 سپتامبر و به بهانه مبارزه با چند تروریست تا کنون بیش از یک میلیون نفر از مردم منطقه ما قربانی و چند میلیون آواره شده‌اند و دو کشور عضو سازمان ملل تحت تصرف نظامیان ناتو و آمریکا قرار گرفته‌اند و کشور سومی نیز در معرض تهاجمات نظامی است. روش جاری برای مبارزه با تروریسم به فرض پذیرش صداقت مدعیان آن آشکارا شکست خورده است. اگر واقعاً تروریستی وجود دارد آیا نمی‌توان از روش عقلانی دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران که در برخورد با عبدالمالک ریگی به خوبی تجربه شد استفاده کرد. ما بارها تأکید کرده‌ایم که حل مسائل منطقه ما نیاز به لشکرکشی‌های گسترده و عملیات نظامی ندارد.
حداقل انتظار از جنابعالی این است، که با تعیین یک گروه حقیقت‌یاب مستقل و مورد اعتماد ملت‌های منطقه، درباره عوامل اصلی حادثه 11 سپتامبر به عنوان بهانه اصلی حمله به منطقه خاورمیانه، انگیزه و نیت اصلی حضور نظامی ناتو در افغانستان و عراق، روش‌های به کار گرفته شده و نتایج حاصل از نه سال حضور و درگیری، تحقیق جامعی صورت داده و نتایج آن را به مجمع عمومی اعلام فرمائید.

جناب آقای دبیر کل
شما می‌دانید که از زمان حضور نیروهای آمریکایی و ناتو علاوه بر اینکه چند میلیون نفر از مردم منطقه کشته و زخمی و آواره شده‌اند، کشت مواد مخدر و تروریسم نیز توسعه یافته است. حدود نه سال است که مردم منطقه در سایه تهدید زندگی می‌کنند.
چه کسی یا سازمانی باید از حقوق، امنیت و استقلال ملت‌های منطقه حمایت کند. اگر سازمان ملل در این باره مسئولیتی ندارد اعلام نماید که انبوه مردم و دولت‌های آسیب‌دیده به کدام سازمان باید شکایت کنند و در این صورت فلسفه تأسیس سازمان ملل چه خواهد بود؟ و چه موضوعی مهم‌تر از این می‌تواند در فهرست فعالیت‌های سازمان ملل قرار گیرد.
انتظار این است که حضرتعالی به طور فعال موضوع را در دستور کار قرار دهید و تصمیمات لازم را برای پایان دادن به کشتار، توسعه مواد مخدر و اشغالگری اتخاذ و اعلام نمایید.
از خداوند متعال استقرار صلح و عدالت در سراسر گیتی را مسألت دارم.
محمود احمدی‌نژاد


یکشنبه 22 فروردین 1389

تهدید آمریکا به حمله اتمی علیه ایران به ضرر آنها است

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان اخیر رئیس جمهور آمریکا مبنی بر تهدید تلویحی به استفاده از سلاح اتمی علیه ایران، اینگونه سخنان را رسوا کننده و به ضرر آمریکا دانستند.
به گزارش پایگاه‌ اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهان کل ارتش و سپاه و جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی، با اشاره به جایگاه نیروهای مسلح به عنوان حصن و حصار یک ملت و کشور و لزوم استحکام و هوشیاری دائمی این حصار، تأکید کردند: استحکام واقعی یک نظام و ملت، توکل به خداوند متعال، هوشمندی، داشتن اعتماد به نفس، باور به توانایی ایستادگی و تقویت قدرت ایستادگی است.
ایشان با اشاره به شرایط کنونی دنیا و حاکمیت زور، ظلم، جهل و شهوت خاطرنشان کردند: در چنین دنیایی، استحکام و قدرت نیروهای مسلح و حفظ هوشمندی و اقدام مدبرانه و شجاعانه، اهمیت دو چندان دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عملکرد ظالمانه و تجاوزکارانه برخی قدرتها و سران آنها تحت لوای شعارهای فریبنده افزودند: امروز کسانی که جنگ طلب واقعی هستند، نام صلح را بر زبان می‌ آورند و همین افراد که هیچ حق و اعتباری برای انسانها قائل نیستند، شعار حقوق بشر سر می دهند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: برخی دولتها و سران آنها از تجاوز، و پلیدترین شیوه ها از جمله ایجاد سازمانهای تروریستی و حمایت از تروریستها برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده می کنند ولی در مقابل افکار عمومی دنیا، چهره ای آرام و انسان دوستانه به خود می گیرند و از الفاظ به ظاهر متین استفاده می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه در چنین دنیای مبتنی بر فریب، دروغ، ظلم و زور نقابدار، برخی قدرتها به دلیل غرور و اعتماد به پایه های پوشالی قدرت، اختیار خود را از دست می دهند، افزودند: نمونه این موضوع، سخنان اخیر رئیس جمهور امریکا است که ملت ایران را تلویحاً تهدید به استفاده از سلاح اتمی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این سخن بسیار عجیب است و دنیا نباید از آن بگذرد زیرا در قرن بیست و یکم که قرن ادعاهای حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است، رئیس یک کشور تهدید به حمله اتمی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای اینگونه سخنان را به ضرر امریکا دانستند و خاطرنشان کردند: معنای اینگونه سخنان این است که دولت امریکا، دولتی شریر و غیرقابل اعتماد است.
ایشان افزودند: امریکاییها در سالهای اخیر تلاش زیادی کردند تا بگویند جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای غیرقابل اعتماد است در حالیکه اکنون مشخص است، غیرقابل اعتماد، آن دولتهایی هستند که بمب اتمی دارند و با بی حیایی دیگران را تهدید به بمب اتم می کنند بنابراین سخنان رئیس جمهور آمریکا، رسوا کننده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در چنین دنیایی باید بسیار هوشیار بود، خاطرنشان کردند: در این شرایط، مهمتر از آمادگی های نظامی و رزمی، آمادگی های روحی و معنوی و قدرت عزم و توان ایستادگی یک ملت در برابر تندبادها است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: استحکام یک نظام، به ایمان، قدرت و توانایی ایستادگی، عزم راسخ، و فریب الفاظ فریبنده را نخوردن، است.
ایشان با اشاره به دائمی نبودن تندبادها افزودند: ملت ایران اکنون بعد از گذشت 30 سال، در همه زمینه ها پایدارتر و قوی تر است و نشان داده که توانایی ایستادگی در مقابل انواع دشمنی ها را دارد.
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود نیروهای مسلح را به اتخاذ تدابیر لازم جهت ارتقای توان رزمی و دفاعی توصیه و تأکید کردند: نیروهای مسلح باید همواره آمادگی و هوشیاری کامل در برابر تهدیدها را داشته باشند و لازمه آن هم برنامه ریزی و جدی گرفتن آموزش و تدابیر مورد نیاز نظامی و دفاعی است.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگیهای نیروهای مسلح را دارا بودن تجربه های امیدآفرین دوران دفاع مقدس برشمردند و بر لزوم ارتقاء معنویت و بصیرت و تعمیق اعتقادات دینی تأکید کردند.
در ابتدای این دیدار سردار سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن ارائه گزارشی از آمادگی ها و توانمندیهای نیروهای مسلح تأکید کرد: نیروهای مسلح ضمن حفظ آمادگی و هوشیاری، مصمم هستند با کار و تلاش مضاعف، آموزشها و آمادگی های خود را در زمینه های نظامی، دفاعی، و ترویج روحیه جهادی و بسیجی، ارتقاء بخشند.
در پایان این دیدار، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.


یکشنبه 22 فروردین 1389

اسامی تعدادی از نمایندگان دیدار کننده با میرحسین موسوی

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

 

 در پی دیدار تعدادی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی با میرحسین موسوی اسامی تعدادی از این نمایندگان منتشر شد.
به گزارش «جوان آنلاین»، اسامی تعدادی از دیدار کنندگان با میر حیسن موسوی به شرح زیر می باشد:
محمد رضا تابش ،محجوب ،کواکبیان ،سازدار ،ترابی،قنبری ،نریمان، جمشید انصاری محمد علی کریمی، محسنی بندپی و همچنین تعدادی از کارمندان سابق مجلس،فرزندان نمایندگان و نمایندگان سابق مجلس نیز در این نشست حضور داشتند
گفتنی است برخی فعالان سیاسی، دیدار تعدادی از اعضای فراکسیون اقلیت با سران فتنه را بر خلاف آراء و نقطه نظرات مردم برشمرده و با تاکید بر اینکه این دیدارها به هیچ وجه با سیاست نظام منطبق نبود، تصریح کردند، پس از دیدار با موسوی، صلاحیت حضور در انتخابات آینده از این نمایندگان سلب شده است؛ چرا که این نمایندگان دیگر صلاحیت نمایندگی ملت را ندارند لذا نمایندگانی که با یدک کشیدن عنوان نمایندگی ملت، در مقابل رفراندوم مردم، اهداف نظام، مشی امام (ره)، خواست مقام معظم رهبری، با سران فتنه ملاقات کرده اند، اهداف و وظایف خود را به سخره گرفته و عواقب شومی را برای خود رقم زده اند.


یکشنبه 22 فروردین 1389

کروبی با مخالفان امام دیدار پنهانی داشت

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :سیاسی ،

مهدی کروبی دیدارش با اعضای نهضت آزادی و گروهک ملی - مذهبی ها را رسانه ای نکرد!

شنیده شده روز پنج شنبه تعدادی از عناصر گروهک ملی - مذهبی و بقایای نهضت غیر قانونی آزادی به دیدار کروبی رفته و از ایستادگی و مقاومت کروبی در برابر نظام از وی قدردانی کرده اند!

کروبی هم در این دیدار از اعضای نهضت آزادی که حضرت اما آنها را ضد نظام و طرفدار وابستگی کشور به آمریکا معرفی کرده اند قدردانی کرده و خواستار همگرایی بیشتر معترضین به نظام شده است.

کروبی که در این دیدار از دستاوردهای مقاومت چند ماه گذشته خود و موسوی در حوادث بعد از انتخابات دلگیر به نظر می رسید گفته است متاسفانه به جز آزادی نیم بند زندانیان که احکام سنگینی را همچون گیوتین بالای سر خود دارند علامت مثبتی از سوی حاکمیت دیده نمی شود ولی ما همچنان روی مواضع و نظرات خود ایستاده ایم.گفتنی است سایت سحام نیوز که کوچکترین مواضع و تحرکات سیاسی کروبی را با آب و تاب منعکس می کند پس از گذشت48 ساعت از این دیدار تاکنون از انعکاس خبر این ملاقات خودداری کرده است.


یکشنبه 22 فروردین 1389

"دات ایران" تا ماه آینده می‌آید

   نوشته شده توسط: محمد -    نوع مطلب :کامپیوتر ،

مدیر ثبت دامنه های اینترنتی پژوهشگاه دانشهای بنیادی از بکارگیری دامنه های ملی اینترنتی دات ایران با خط فارسی تا یک ماه آینده خبر داد و گفت: به این ترتیب ثبت آدرس اینترنتی وب سایت های فارسی با خط فارسی به راحتی ممکن می شود.

علیرضا صالح در گفتگو با مهر با اشاره به اخذ موافقت سازمان نظارت بر نامها و ارقام اینترنتی (آیکان) برای استفاده از دامنه اینترنتی به خط فارسی گفت: موافقت نهایی این سازمان تا یک ماه آینده دریافت می شود.

وی با تاکید بر اینکه پژوهشگاه دانشهای بنیادی مراحل مقدماتی مجوز موافقت از سازمان آیکان را دریافت کرده است گفت: پروسه موافقت نهایی آیکان با این درخواست رو به اتمام است و طبق زمان بندی این سازمان از ماه آینده، دامنه ملی را به صورت دات ایران و به خط فارسی خواهیم داشت.

با دریافت حق استفاده از دامنه دات ایران، ثبت آدرس اینترنتی وب سایت های فارسی بدون پسوند دات ir و با خط فارسی به راحتی ممکن می شود و کاربران دیگر مجبور نخواهند بود برای تایپ کردن نشانی های اینترنتی، زبان صفحه کلید سیستم خود را تغییر دهند.

دامنه ملی تاکنون به چهار کشور امارات متحده عربی، روسیه، مصر و عربستان سعودی داده شده است.


تعداد کل صفحات: 32 1 2 3 4 5 6 7 ...